بصير احمد دولت آبادى
521
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
توان و قدرت حزب وحدت اسلامى در جنگ با آقاى سياف ، آقاى ربانى و مسعود را سر دوراهى قرار داد كه چگونه خود را نجات دهند . هرچند آنها تا آخر در برابر حزب وحدت موضع دوپهلو گرفتند ، قدرت هزارهها در كابل قابل چشمپوشى نبود و در آن شرايط كه آقاى مسعود و آقاى ربانى در جستوجوى يافتن راهى براى بيرون كردن هزارهها از كابل بودند ، شايعه شد كه افغانها ( پشتونها ) براى هزارهها سه راه را خوش به رضا گذاشتهاند كه كدام را قبول مىكنند . « الف - شيعيان كليهء سلاحهاى سبك و سنگين خويش را تحويل بدهند و بعد از آن ادعاى حقوق و سهمگيرى در تصميمگيريهاى سرنوشتساز كشور را نداشته باشند و همانطوركه در سابق بودند به زندگى خويش ادامه دهند . ب - مرزهاى افغانستان به روى شيعيان بازگذاشته مىشود و آنها بايد كشور را ترك گويند و به هركشورى كه مىخواهند بروند ، ايران يا كشور ديگر . ج - اگر شيعيان سماجت و سرسختى نشان داده زير بار نروند و در نتيجه از پذيرفتن دو راه اول سر باز زنند ، بايد با قدرت تمام مقاومتشان درهم كوبيده شده ، قتل عام گشته ، نابود گردند . » « 1 » اين جنگ روانى نشان مىداد كه طراحان اصلى در توان نظامى خود براى شكست دادن نيروهاى هزاره و شيعه ترديد داشتند ، ورنه چنين شايعهاى را به راه نمىانداختند . آنها در نظر داشتند هزارهها را بدون جنگ به تسليم وادارند . با اينكه هنوز چهرهء اصلى طراحان جنگ عليه شيعيان به خوبى افشا نشده بود ، نقش آقاى مسعود در اين آتشافروزيها كاملا
--> ( 1 ) . نبرد هزارهها در كابل ، چاپ دوم ، صفحه 43 .